خرید بک لینک


بعضی وقتها که از دست یه آدم خنگ یا جلب یا هرچی عصبانی میشم دلم از خودم میگیره!خب اون اینطوری آفریده شده یا اینطوری بزرگ شده اون نمیفهمه و درک نمیکنه اما من که میفهمم چرا باید ناراحت بشم؟اون دست خودش نیست اما من که دست خودمه

هرکسی یه جوره!هیچ وقت نمیشه عادات اشتباه یه فردو که از بچگی باهاش بزرگ شده رو تغییر داد مگه اینکه خودش بخواد اما میتونیم با کمی تلاش خودمونو با اون و یا شرایط محیط سازگارکنیم شاید منم از نظر شخص دیگه ای همینطور باشم غیرقابل تحمل باشم ولی خب بازم سعی خودمو میکنم تا درست بشم مسلمامنم خلقیات تغییرناپذیر دارم که اگه بخوام میتونم عوضش کنم

آدما مثل هم نیستند همونطور که بقیه منو تحمل میکنن اینطوری دوستم دارن منم باید اونارو همونطوری دوست داشته باشم حتی اگه کارهاشون باعث شرمندگی من جلوی عده ای بشه اینبار من و اون عده خاص هستیم که نمیفهمیم

این روزها همش یاد حکایت لقمان میفتم و جمله معروف سعدی دراین حکایت :نلقمان را گفتند ادب از که آموختی؟ گفت از بی ادبان! از انجام دادن آنچه از ایشان در نظرم ناپسند آمد، پرهیز کردم.
 

برچسب: نویسنده: میلاد تاريخ: جمعه 25 بهمن 1392 ساعت: 0:20

صفحه بندی